من آنجا نیستمکارگردان: تاد هاینس / فیلمنامه: اوون مورمن و تاد هاینس / مدیر فیلمبرداری: ادوارد لاچمن / تدوین: جی ریبنویتز / موسیقی: راندال پوستر و جیم دونبار / بازیگران: کریستین بیل، کیت بلانشت، ریچارد گیر، هیث لیجر، مایکل ویلیامز، جولیان مور، بن ویشاو و مارکوس کارل فرانکین / محصول: 2007، آمریکا و آلمان / مدت زمان: 135 دقیقه / جوایز: نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن / نامزد گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش مکمل زن / نامزد جایزه بافتا برای بهترین بازیگر نقش مکمل زن / نامزد جایزه شیر طلایی و برنده جایزه بهترین بازیگر زن، جایزه ویژه هیئت داوران و بهترین فیلم از فستیوال فیلم ونیز / برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن از انجمن منتقدین تورنتو / برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن از انجمن منتقدین شیکاگو
خلاصه داستان
"من آنجا نیستم" فیلمی است که زندگی و موسیقی باب دیلن را در پرسوناهایی جداگانه به نمایش در می اورد و هر اجرا را یک بازیگر انجام داده است، شاعر، نبی، یاغی، مقلد، ستاره و گرایش دوباره اش به مسیحیت. شش هویت با هم جمع شده اند و باب دیلن را به ما یاد آوری می کنند.
راجر ایبرت / شیکاگو سان تایمز
من آنجا نیستم کوششی است برای رسیدگی به خلاف گویی های (contradiction) باب دیلن با ساختن آن بر پایه مخالفات که شاید هم تنها راه رسیدگی این باشد. برداشت تاد هاینس از این، استفاده از 6 بازیگر و ساختن 6 باب دیلن است که بستگی دارد شما چطور آنها را می شمارید. هر بازیگر روی اصطلاحات خودش ثابت قدم است و می فهمیم که زندگی همیشه در کنار هم بودن نیست. باب دیلن های زیادی در فیلم وجود دارند که مشکل است فهمیدن اینکه کدام یک را تحسین می کنیم و کدام یک را تحقیر. اگر شما باب دیلن را خوب نشناسید ممکن است فیلم شما را گیج و گمراه کند و اگر شما هم مانند من مستندهای "به عقب نگاه نکن" از دی ای پنی باکر و "no direction home" از مارتین اسکورسیزی را به خوبی دیده باشید، آهنگ های افسانه ای او را گوش کرده باشید، او را در کنسرت دیده باشید و تحت تاثیر بسیاری از آهنگ هایش قرار گرفته باشید، محتمل به کنایه ها تحسین آمیز فیلم و ریسک بزرگی که تاد هاینس انجام داده است واکنش نشان می دهید، او می خواهد نشان بدهد که واقعا چه چیزی در زیر پوست فیلم آشفته است. تاد هاینس مانند فیلم بسیار متفاوت قبلی اش "دور از بهشت" الزاما سینما را برای این دوباره بازسازی می کند که فاش کند که موفقیت و تلاش چه چیزی است. هاینس با به کارگیری شش بازیگر در نقش باب دیلن موفقیت خوبی را به دست آورده است. یکی از آنها پسر جوانی آفریقایی-آمریکایی به نام مارکوس (کارل فرانکلین) است که ادعا می کند وودی گاتری است. دومی خواننده ای است به نام جک (کریستین بیل) که در دهکده گرینویچ خواننده مردم است. رابی (هیث لیجر) سومی است که در فیلمی هالییودی ایفای نقش کرده است. چهارمی جودی (کیت بلانشت) است که طرفدارانش را به خاطر تغییر سبکش از گیتار معمولی اش به گیتار الکترونیکی از خود رانده است. پنجمی یک بازیگر (ریچارد گر) است که در فیلمی وسترن شرکت داشته است و آخری یک دیلن (بن ویشاو ) است که با مصاحبه ای درباره حرفه اش موافقت می کند. هیچ کوششی صورت نگرفته است که چطور این دیلن ها به هم ربط پیدا می کنند که فکر کنم موضوع هم سر این مسئله است. کیت بلانشت به طور غیر طبیعی دیلن را در فیلم "به عقب نگاه نکن" نشان می دهد و کریستین بیل که در راس فیلم است نقش جوانی دیلن را ایفا می کند که از مینیاپولیس به گرینویچ مسافرت می کند. دیلن در فیلم " پت گریت و بیلی بچه" از سام پکین پا ظاهر شد، اگر چه نه در نقش بیلی. او به مسیحیت گرویده شد و شما می توانید دیلن های "من آنجا نیستم" را قسمت های زندگی باب دیلن وصل کنید. هاینس با ساختن این فیلم پرتره ای از دیلن را به ما نشان نمی دهد بلکه آن چیزی را که ما از او می دانیم را نشان می دهد و این همانند فیلم "JFK" از الیور استون است که ان هم دنبال این نبود که راه حل ترور کندی را به ما نشان دهد بلکه بیشتر چیزی را نشان می داد که مردم فکر می کردند.
اوون گلیبرمن / اینترتینمنت ویکلی
هر فیلم اقتباس شده ای به نوعی وسواس فکری آدم را پدیدار می کند. این زیبای فراموش نشدنی "من آنجا نیستم" که تاد هاینس آن را کارگردانی کرده است، کوششی است برای تفکر و بینشی عمیق بر موسیقی و زندگی باب دیلن. هاینس به دیلن خو گرفته است، به آن نوع موسیقی و به آن شیوه زندگی اش و می خواهد که شما را به این شیوه فریب دهد. او، دیلن را میان شش بازیگر مختلف تقسیم کرده است و از آهنگ هایش به عنوان ندایی آسمانی استفاده می کند و در لحظاتی که شما آهنگهایی از دیلن را می شنوید، به شما به نوعی یاد آوری می شود که هیچ کس تا به حال موسیقی پاپ را به این شیوه خارق العاده اجرا نکرده است. هاینس از بیرون به دنبال منبع آن نور و آن راز میگردد. "من آنجا نیستم" یک خیال، رویا، زندگی نامه و کلا وقایع مهم زندگی باب دیلن است که به شیوه ای تحسین برانگیز و همه در یک فیلم جا داده شده است و مانند شنیدنی ترین موزیکالی که تا به حال درست شده است می ماند. هاینس که فیلم قبلی اش، اثر تحسین بر انگیز "دور از بهشت" بود، در این فیلم گذری کرده به میان ماسک ها و هویت هایی که باب دیلن آنها را داشته یا نداشته است. و در آخر چیز تاثیرگذار درباره "من آنجا نیستم" این است که فیلم درباره باختن است و پرتره ی دیلن همانگونه که در فیلم نشان داده شده است چهره یک انقلابی است که معصومیتش، آرمان گراییش، زن و خانواده اش، ارتباط با طرفدارانش، عقلش و حتی سگش را از دست می دهد و تنها چیزی که باقی می ماند موسیقی اش است که به عنوان چیزی مقدس و ناب می ماند و "من آنجا نیستم" به شما اجازه می دهد که شما آن را دوباره بشنوید.
آنتونی لین / نیویورکر
"من آنجا نیستم"، جدیدترین فیلم تاد هاینس، مستندی بر زندگی باب دیلن نیست و در ابتدای فیلم اعلام می کنند که "الهام گرفتنی از موسیقی و زندگی باب دیلن". در فیلم هیچ کس نقش باب دیلن را به طور حقیقی بازی نمی کند و فیلم به طور هنرمندانه ای هر گوشه از زندگی باب دیلن را به وسیله یک بازیگر نشان داده است و هر بازیگر فقط یکی از خصوصیات او را نمایش می دهند و به ما باب دیلنی را یاد آوری می کند که چه ویژگی را داشته بود یا می توانست داشته باشد. یکی از خصوصیات بارز فیلم بازی بسیار عالی کیت بلانشت است که با کلاه گیسی مجعد و کمی تغییر صدا نقش دیلن را بازی کرده است و یکی از خاطره انگیز ترین نقش هایش را بر جای گذاشت.
پیتر تراویس / رولینگ استون
تاد هاینس کارگردان با استعداد و کار بلدی است که موسیقی و اسطوره باب دیلن را قبل از ما در "من آنجا نیستم" قرار داده. "من آنجا نیستم ضیافتی است برای چشمها و گوشهای هر بیننده با استفاده از آهنگ هایی که در ذهن و قلبهای ما جای دارد. هاینس که با اورن موورمن با آن فیلم نامه ی پیچیده اش همکاری کرده است، فیلم را با آمیخته ای از شیوه ی ژان لوک گدار و ریچارد لستر برای نشان دادن اینکه چقدر باب دیلن مجبور بود از گیر افتادن در آن محبوبیت کشنده نزد هواداران اش فرار کند. این قضیه هیچ وقت واضح نمیشود مگر در قسمت کیت بلانشت به نام جودی که با مردی به نام آلن گینسبرگ (دیوید کراس) شریک، مخالفتش با یک شخص تراز اول جامعه (مایکل ویلیامز)، مخالفتش بر علیه یک روزنامه نگار (بروس گرینوود) و....... حتی صرفنظر از جزئیات کیت بلانشت به ما از نزدیک نشان می دهد که چطور یک هنرمند از قفسش که خود را به دام آن انداخته است فرار می کند. فیلم توسط ادوارد لاچمن بزرگ فیلمبرداری شده است که هیچ صحنه ای را از قلم نینداخته است و در اخر استعداد هاینس و نقش بسیار پر رنگ بلانشت فیلم را به یک حادثه تبدیل کرده است که نباید آن را از دست داد.
ترجمه
فرید عباسی

