تبليغاتX
سلام سینما
 
سينما گستره آن چيزهايی است كه توضيح ناپذيرند (روبر برسون) ### فيلمها ادامه دهنده دوران كودكی اند و هر كسي با توسل به آنها می خواهد آزادتر، قدرتمندتر و جذاب تر باشد. (مارلون براندو) ### من قهرمان ناقص فيلم زندگي خودم هستم. (رابرت ردفورد) ### انسان زماني به بلوغ می رسد كه طعم تنهايی را چشيده باشد. (پل نيومن) ### بهترين فيلم من لبخند من است و لبخندها خدا را ستايش می كنند. (جك نيكلسون) ### درخشان ترين تاجی كه اشخاص بر سر می نهند در آتش كوره ها گداخته می شود. (چارلي چاپلين) ### ستاره شدن معادل با آزادی است و اين تنها معادله ‌ای است كه اهميت ندارد. (داستين هافمن) ### استعداد آدم ها در نوع انتخابهای آنها جلوه مي كند. (رابرت دنيرو) ### اگر خلقت آفرينش توصيف ناپذير است، چرا خدا بايد از ما بخواهد كه در برابرش زانو بزنيم؟ (لارس فن ترير) ### سينمای خوب چيزی است كه ما توانايی باور كردنش را داشته باشيم و سينمای بد چيزی است كه برای ما غير قابل باور باشد. (عباس كيارستمی) ### سينما پديده جالبی است چراكه قادر است تا جنبه ميرای زندگی را ضبط كند. (ژان لوك گدار) ### بهترين فيلم فيلمی است كه برای كر و لال ها ساخته شود. (سرگئی پاراجانف) ### آنان که نخواهند چیزی را تقلید کنند نمی توانند دست به خلق چیزی بزنند. (سالوادور دالی) ### زندگی گره ای نیست که در پی گشودن آن باشیم، زندگی واقعیتی است که محکوم به تجربه آن هستیم. (سوزان کی یر گارد) ### سینما آشکار نمی سازد بلکه پنهان می دارد. (کارل تئودور درایر) ### سينما توهم بزرگي است که واقعي تر از خود واقعيت مي شود. (لوئیس بونوئل)

خاطرات یک گیشاخاطرات یك گیشا

كارگردان: راب مارشال / فیلم نامه: رابین سویكورد (بر اساس رمانی از آرتور گلدن) / مدیر فیلمبرداری: دایون بیب / تدوین: پیترو اسكالیا / موسیقی متن: جان ویلیامز / بازیگران: ژانگ زی ئی، گونگ لی، كن واتانابه، سوزاكا اوگو، سانانتا فوترمن، میشل یوه / محصول: 2005 / آمریكا / مدت زمان: 145 دقیقه / جوایز: برنده جایزه اسکار بهترین طراحی صحنه، طراحی لباس و بهترین فیلمبرداری و نامزد اسکار بهترین موسیقی متن، صداگذاری و بهترین ترکیب صدا / برنده جایزه گلدن گلاب بهترین موسیقی متن و نامزد گلدن گلاب بهترین بازیگر زن درام / برنده جایزه بافتا برای بهترین موسیقی متن، طراحی صحنه و بهترنی فیلمبرداری و نامزد بافتا برای بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین طراحی و بهترین چهره پردازی / برنده جایزه گرمی بهترین موسیقی فیلم

سایت رسمی فیلم

 

خلاصه داستان

داستان فیلم در دهه های سی و چهل میلادی و در كشور ژاپن اتفاق می افتد. در این زمان دولت ژاپن از نظام مستبد امپراتوری به كشوری دموكراتیك و خواهان صلح تبدیل شده است. چیو (سوزاكا اوگو) دختر بچه ای است كه در خانواده ای فقیر، در دهكده ای كوچك زندگی می كند. روزی والدین چیو به خاطر فقر بسیار چیو را به زنی كه صاحب یگ گیشاخانه در توكیو است می فروشند. از طرفی ساتسو (سانانتا فوترمن) خواهر بزرگتر چیو نیز به یك فاحشه خانه در توكیو فروخته شده است. چیو كه از خواهرش جدا شده در ابتدا به دنبال ساتسو می گردد تا او را پیدا كند ولی پس از اولین دیدارش با ساتسو برای همیشه از او جدا می شود. چیو (از این پس ژانگ زی ئی) كه می داند گیشاها با فواحش فرق دارند (گرچه كار هر دو خدمت به مردان است)، تصمیم به یادگیری و كسب مهارت در زمینه هنرهای گیشا می شود تا بدین وسیله بتواند كه از طریق ارایه هنر و مهارتش و نه از بدنش كسب درآمد كند، اما در این میان مشكلاتی فراوانی سر راه چیو قرار می گیرد. هاتسو مومو (گونگ لی) كه پولسازترین گیشای توكیو به حساب می آید به خاطر نگرانی از به خطر افتادن موقعیت خودش مانع از به تحقق پیوستن آروزهای چیو می شود. بدین ترتیب چیو از تحصیل در گیشاخانه محروم شده و آواره كوچه ها و خیابان ها می شود. تا اینكه روزی مردی با عنوان رئیس (كن واتانابه) مجذوب زیبایی چیو می شود و به همین دلیل او را زیر پر و بال خود می گیرد. چیو از رئیس می خواهد كه او را برای تبدیل شدن به یك گیشا حمایت كند. رئیس نیز چیو را با یك گیشای معروف به نام مامه‌آ (میشل یوه) آشنا می كند تا مهارتهای گیشا را به او آموزش دهد. چیو كه اسم گیشایی "سایوریی" را برای خود انتخاب كرده برای تبدیل شدن به گیشای اول توكیو باید با هاتسو مومو رقابت كند و ....

 

دنیای سرشار از رنگ، خالی از عطر

خاطرات یك گیشا بر خلاف كاراكترهای ضعیفی كه در فیلمنامه اش با آنها برخورد می كنیم، از یك سیر داستانی جذاب و گیرا بر خوردار است و فیلم موفقی از كار در آمده، در واقع دنیایی كه داستان فیلم در آن می گذرد پر از جلوه های بصری فوق العاده است كه تنها و تنها دوربین یك كارگردان با هوش مثل "راب مارشال" از عهده به تصویر كشیدن آنها بر می آید. خاطرات یك گیشا داستانی ساده و تكراری دارد. داستانی كه هر بیننده‌ای اعم از عام و خاص، بارها و بارها با آن برخورد كرده، قصه ای كه مشابه آنرا به كرات در فیلم های سطح پایین به خصوص در سینمای هند دیده ایم. "دختر بچه ای فقیر كه سرانجام پس از تحمل ناملایمات و سختی های زمانه به خوشبختی می رسد". اما این تكراری بودن قصه دلیل بر این نیست كه فیلم راب مارشال اثری در حد و اندازه های سایر آثار ساخته شده با این سیر داستانی است. البته شاید یكی از دلایل این امر همكاری او با بزرگانی مانند جان ویلیامز بوده كه طنین موسیقی اش بسیاری از حفره هایی را كه می توانست به نقطه ضعفی برای فیلم تبدیل شود، پر كرده است و یا حضور فیلمبرداری مانند دایون بیب كه با نحوه چرخاندن دوربینش تصویری واضح از دنیایی كه سایوریی در آن زندگی می كند را به بیننده القا می كند.

یكی دیگر از دلایل موفقیت فیلم نوع هیجانی است كه راب مارشال سعی كرده در طول فیلم آنرا در یك خط ثابت نگه دارد.هیجانی كه فیلم را هر لحظه آبستن حادثه ای تازه می كند و بیننده را از نظر احساسی با خود همراه می سازد. گرچه این سیر ثابت هیجانی با وارد شدن شخصیت هاتسومومو كه از جنس آشنای همان ضد قهرمان های كلاسیك است تا جایی بالا می گیرد كه خروجش از داستان، فیلم را ناگهان دچار یك ضعف محسوس می كند. اما خاطرات یك گیشا به رغم ضعف های فیلمنامه ای اش و اوج و حضیض هایی كه در طول فیلم با آن مواجه می شویم، فیلم خوب و جذابی است و قادر است كه بیننده را تحت تاثیر خود قرار دهد.

 

 

نویسنده

آرش سیاوش

 

 

نوشته شده توسط آرش سیاوش در ساعت 17:58 | لینک  | 
 

جهت مشاهده نتایج جستجو می بایست کلیک چپ موس را بر روی باکس گوگول نگه داشته و آنرا حرکت دهید

نقل قول مطالب پس از گذشت حداقل یک هفته از تاریخ پست آنها و با ذکر منبع و درج لینک بلامانع است

با سپاس از بلاگفا